به گزارش صراط به نقل از همشهری آنلاین، محتوای «انیمیشن لگویی ایرانی» در یوتیوب، اینستاگرام، ایکس و... آمار بازدید زیادی کسب کرده است. پیام مشترک همه این ویدئوها، پیروزی ایران در مقابل هجوم آمریکایی - صهیونیستی و سردرگمی دونالد ترامپ در یافتن راه فرار است. پیش از نهم اسفند ماه که دشمن به شهرهای ایران حمله کرد، یک جنگ دیگر هم در فضای مجازی شروع شده بود.
ساخت پویانمایی به سبک انیمههای ژاپنی که شکست نیروهای آمریکایی – صهیونی در یورش به ایران را نشان میداد، مدتی قبل از نهم اسفندماه شکل گرفته بود ولی با شروع جنگ، ویدئوهای بیشتری با تکنیکهای گوناگون منتشر شدند. هرچه که از جنگ تحمیلی سوم میگذشت، ویدئوها بیشتر مورد استقبال قرار میگرفت و کاربران غیرایرانی هم آنها را بازنشر میکردند. در پایان برخی از این ویدئوها، نشان سازمان اوج دیده میشود. نماینده سازمان اوج در پاسخ به سؤال همشهری، تأکید کرد که ویدئوها از سوی یک استودیوی مستقل تولید شدهاند.
جوانهای مستقل بدون نام
هویت سازندگان پویانماییها مشخص نیست و سازندگان هم تمایلی به معرفی خود ندارند. یکی از کانونهای فعالیت در این حوزه کانالی با نام «اخبار انفجاری» بود که در یوتیوب ویدئوهایی به سبک «انیمیشن لگویی» با موضوع جنگطلبی آمریکا و مقاومت ایران تولید میکرد. یک رسانه خارجی با یکی از دست اندرکاران تولید انیمیشنهای لگویی این کانال گفتوگو کرد. جوانی که به نمایندگی از تولیدکنندگان با این صفحه صحبت میکرد گفت که گروهی از دانشجویان نخبه این ویدئوها را تولید میکنند و هریک در حوزهای از روانشناسی تا سیاست خارجی تخصص دارند.
او که چهره و نام خود را نشان نمیداد، تأکید کرد که ایران چهره رسانهای متفاوتی دارد که جهان باید به آن عادت کند و آنها جوانانی با سبک و هویت مستقل هستند که از وطنشان دفاع میکنند.
شبکه بیبی سی گزارشی از محصولات رسانهای فضای مجازی ایران تهیه کرد و در آن با اشاره به استفاده از پدیدههای جدید و جوانپسند مانند مداحی، ویدئوکلیپ، موسیقی رپ و انیمیشنهای گوناگون بر «نشانی از جوانگرایی در جنگ نرم و ارسال پیام به جامعه غرب و آمریکا» تأکید کرد.
از شاد شروع شد
پیشینه فعالیت گروه «اخبار انفجاری» به برنامه شاد میرسد. مدتی قبل در این اپلیکیشن صفحهای با همین عنوان شروع بهکار کرد که به تناسب مخاطبان نوجوان از محتوای مناسب آنها استفاده میکرد. ویدئوهای کوتاه، تصاویر و بالاخره پویانماییها بهتدریج جای خود را در میان مخاطبان باز کردند و از شاد به دیگر رسانهها راه یافتند. همزمان تولیدکنندگان به سراغ تکنیکهای جذابی رفتند و تعداد محصولات خود را هم بیشتر کردند تا جایی که برای هر خبر و تحول جدید ویدئوی مناسب آن را ساختند.
بهدنبال خلبان گمشده
برخی از ویدئوهای لگویی بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفته است. یکی از آنهایی که به شهرت بیشتری رسید، تعقیب خلبان سقوط کرده در ایران توسط مردانی با لباس محلی بختیاری بود. ویدئوی دیگر ترامپ را نشان میدهد که تابلوی پیروزی را بر سر دست بلند کرده اما در پشت تابلو نوشته شده است «من بازنده هستم» یا در ویدئوی دیگر ترامپ شاهد تظاهرات مخالفان در مقابل کاخ سفید است. یک ویدئو هم روایت مذاکره دو طرف در پاکستان است و هیأت آمریکایی تلاش میکنند دکمه قرمز رنگ اختلال در تنگه هرمز را فشار دهند اما دکمه از دسترس آنها دور میشود.
جهان عطش پیامهای ضدترامپ را دارد
محمد لسانی، کارشناس رسانه:
در سواد رسانهای یک متن داریم یک زیر متن و فرا متن. متن همان محصول رسانهای است که خوانده و مصرف میشود. زیرمتن تکنیکهای فنی است که برای تولید محصول استفاده شده است. اگر درباره این ویدئوهایی که اخیرا در فضای مجازی دیده شده است، فقط به سراغ متن و زیرمتن برویم اشتباه است؛ زیرا موفقیت آنها فقط بهخاطر پیام و تکنیک نیست. آن چیزی که اهمیت دارد فرامتن است؛ فرامتن این است که ترامپ جنگ رسانهای را شروع کرده که خیلیها طرف او نیستند. در جهان خیلیها هستند که عطش پیام جبهه مقابل ترامپ را دارند؛ جبهه ضدآمریکای استعمارگر، عطش پیام دارد.
سانچز در اسپانیا و حتی پاپ بهصورت چهره این جبهه درآمدهاند. یعنی یک طرف ترامپ قرار دارد و یک طرف هم ضدترامپیها. در عصر پساحقیقت لذت مهم است و برای همین به چالش کشیدن ترامپ اهمیت پیدا میکند. الان تنور به چالش کشیدن ترامپ و استعمار جدید داغ است و نباید در همین پله اول بمانیم. الان زمانی است که بتوانیم چهرهای را در پیشانی جبهه ضدترامپ قرار دهیم تا میلیاردها نفر را نمایندگی کند. میلیاردها انسانی که عطش کوبیدن به دهان ترامپ را دارند. همانطور که سیدحسن نصرالله چهره مقاومت عربی را در مقابل اسرائیل نشان داد. الان برای رهبر سوم انقلاب ملاحظات امنیتی وجود دارد ولی اشخاص دیگری هستند که میتوانند با طراحی مناسب بتوانند نماینده آن جبهه میلیاردی باشند نه اینکه به توییت محدود شوند.